بازگشت به عقب درسوریه امکان پذیر نیست "نوشتۀ هیلاری کلینتون" - از کارگر تا مهندس، زندگی همه مون سیاسی شده. والا!
X
تبلیغات
رایتل
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بازگشت به عقب درسوریه امکان پذیر نیست "نوشتۀ هیلاری کلینتون"

سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1390




۱۸ ژوئن  شرق الاوسط به چاپ رسید، سرکوب های خشونت بار اخیر  شهروندان را به وسیلۀ دولت بشار الاسد در سوریه محکوم می کند و خواستار انتقال به دموکراسی در آن کشور است.

متن کامل مقاله در زیر آمده است:


جهان در سوگواری بخاطر مرگ شمار فراوانی از افراد بی گناه، از جمله یک پسربچۀ سیزده ساله که به طرز وحشیانه ای شکنجه و مُثله شد، به مردم سوریه پیوسته است. از هنگام شروع اعتراضات تا کنون، نزدیک به هزار وسیصد نفر سوری جان خود را از دست داده اند. چندین هزار تن دیگر به زندان افتاده اند و حقوقشان پایمال شده است. نیروهای امنیتی محلات را زیر محاصره گرفته، برق و ارتباطات اینترنتی را قطع کرده اند.  فعالیت های اقتصادی به کندی گراییده اند، کشور به طور روزافزونی منزوی شده است و شهروندان هر روز بیشتر از روز پیش احساس سرخوردگی می کنند.

 

پرزیدنت اوباما در سخنان 19 مه خود خواستهای اساسی و مشروع تظاهرکنندگان را انعکاس داد: دولت اسد باید شلیک به سوی تظاهرکنندگان را متوقف سازد، تظاهرات مسالمت آمیز را اجازه دهد، زندانیان سیاسی را آزاد سازد، به دستگیری های غیر عادلانه پایان دهد، موجبات دسترسی ناظران حقوق بشر را فراهم سازد و گفت و شنود فراگیری را به منظور پیشرفت در جهت یک انتقال دموکراتیک آغاز کند. بنا به گفتۀ او، پرزینت اسد یا باید رهبری انتقال را به عهده گیرد و یا از سر راه کنار رود.

این نکته به طرز  روزافزونی آشکار می شود که پرزیدنت اسد انتخاب خود را کرده است. اما در حالی که ادامۀ خشونت ممکن است به تأخیر انداختن تغییری را که در جریان است به وی اجازه دهد، آن را به عقب باز نخواهد گرداند.

 

در حالی که همسایگان سوریه و جامعۀ بین المللی به این بحران پاسخ می دهند، ما باید رهنمود خود را ازطریق پاسخ به چندین پرسش اساسی بیابیم: اعتراضات چرا به حالت انفجار روی دادند؟ سرکوب ها از چه چیزی دربارۀ پرزیدنت اسد و رژیم او پرده بر می دارند؟ و سوریه از اینجا به کجا می رود؟

 

نخست، دربارۀ طبیعت اعتراضات در سوریه نباید جای هیچ شکی باقی بماند.

 

مردم سوریه نیز مانند تونسی ها، مصری ها، لیبیایی ها و مردم درسرتاسر خاورمیانه، خواستار حقوق اولیۀ خود که دیری است از آنها دریغ شده است هستند و دولتی را که از طریق ایجاد ترس حکومت می کند، استعدادهای آنها را با گستردن فساد به هدر می دهد و برخوردای از منزلت انسانی را برای داشتن صدایی در تعیین آیندۀ خود از آنها دریغ می دارد، نمی پذیرند. آنها خود را، ازجمله از طریق کمیته های محلی، سازمان می دهند و حتی در برابر سرکوبی که شخص را به طغیان وا می دارد، حاضر به بازگشتن به عقب نیستند.

اگر پرزیدنت اسد - همانگونه که دولت او ادعا می کند- بر این باور است که مُحرکان خارجی در پشت سر اعتراضات قراردارند، در اشتباه است. این موضوع که بعضی از سربازان سوری به قتل رسیده اند حقیقت دارد، وما از بابت جان باختن آنها نیز متأسفیم. اما اکثریت وسیع تلفات در میان غیر نظامیان روی داده است. رژیم با ادامۀ ممنوعیت ورود روزنامه نگاراان و ناظران، فصد دارد این واقعیت ها را پنهان کند.  

دوم، پرزینت اسد با پذیرفتن شیوه های سرکوبگرانۀ متحد خود ایران، و قرار دادن سوریه در مسیر کشورهای مطرود، در حال نشان دادن طبیعت حقیقی خویش است.

پرزیدنت اسد با پیروی از روش ایران، در حال جای دادن خود و رژیمش  در طرف نادرست تاریخ است. ما می دانیم که مشروعیت از رضایت مردم بر می خیزد و نمی تواند با توسل به گلوله و چماق شکل بگیرد.

توسل پرزیدنت اسد به سرکوب خشونت آمیز ادعاهای او را دایر بر این که یک شخص دوستدار اصلاحات است بی پایه می سازد. او طی سالیان وعده و قول داده است، ولی آنچه که به حساب می آید اعمال او است. یک سخنرانی، صرفنظر از این که با چه درجه از وظیفه شناسی به وسیلۀ ستایشگران رژیم  مورد تحسین قرار گیرد این واقعیت را که مردم سوریه علیرغم این که به آنها گفته شده در یک جمهوری زندگی می کنند، هیچگاه فرصت انتخاب آزادانۀ رهبران خود را نیافته اند، تغییر نمی دهد. این شهروندان خواستار دیدن گذار واقعی به دموکراسی و به دولتی هستند که به حقوق جهانی و آرمانهای آنها احترام بگذارد.  

 

اگر پرزیدنت اسد می پندارد که می تواند با مصونیت از مجازات عمل کند، زیرا جامعۀ بین المللی به همکاری وی در دیگر مسائل امیدوار است، در این زمینه نیز اشتباه می کند. او و رژیمش بی شک غیرقابل جایگزینی نیستند.

 

یک سوریۀ متحد، چندحزبی و دموکراتیک می تواند نقش مثبت و هدایت کننده ای در منطقه ایفا کند، ولی کشور در زیر حکومت پرزیدنت اسد به طور روزافزونی در حال تبدیل شدن به یک منشاء بی ثباتی است.  سرازیر شدن سیل پناهندگان به سوی ترکیه و لبنان و افزایش تنش ها در جولان می بایست هرگونه تصوری را دایر بر اینکه رژیم یکی از ستونهای ثبات در منطقه است و باید مورد حمایت قرار گیرد، باطل می کند.

 

در دست آخر، پاسخ به مهمترین پرسش: معنی این وضع برای آیندۀ سوریه چیست؟ به طرز روز افزونی در حال روشن شدن است. به عقب برگشتنی وجود ندارد.

سوری ها خشونت را به عنوان نشانۀ ضعف رژیمی که با توسل به زور حکومت می کند تشخیص داده اند. آنها بر ترس خود فائق آمده و بر بنیان این نظام لرزه در افکنده اند.

 

سوریه به سوی نظم سیاسی تازه ای در حرکت است- و این مردم سوریه هستند که باید به آن شکل دهند. آنها باید خواستار پاسخگویی باشند ولی لازم است در برابر هرگونه وسوسۀ انتقامجویی یا کینه توزی که ممکن است موجب تجزیه کشور شود مقاومت کنند، و به جای آن دست خود را برای ساختن یک سوریۀ دموکراتیک، برخوردار از صلح و مدارا به یکدیگر دهند.

ایالات متحده با در نظر گرفتن پاسخ برای همۀ آن پرسش ها، ایستادن در کنار مردم سوریه و پشتیبانی از حقوق جهانی آنها را بر گزیده است. ما بی اعتنایی رژیم اسد را به خواستهای شهروندان خود و همچنین مداخلات مکارانۀ ایران را محکوم می کنیم.

ایالات متحده تا کنون مقامات ارشد سوری و از جمله پرزیدنت اسد را مشمول تحریم قرار داده است. ما با دقت رهبرانی را که در سرکوب ها دست دارند و نه مردم سوریه را هدف قرار می دهیم. ما از تصمیم اتحادیه اروپا در برقراری تحریم های ویژۀ خود و نیز تصمیم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای آغاز تحقیقاتی دربارۀ موارد نقض حقوق بشر [در سوریه] استقبال کرده ایم. ایالات متحده هماهنگی نزدیک با شرکای ما در منطقه و سراسر جهان را به منظور افزودن فشار بر  رژیم اسد و منزوی ساختن هرچه بیشتر آن ادامه خواهد داد. 

 

مردم سوریه از مطالبات خود برای برخورداری از منزلت انسانی و آینده ای رها از ارعاب و ترس دست برنخواهند داشت. آنها شایستۀ دولتی هستند که به مردم خود احترام بگذارد، برای ساختن کشوری باثبات تر و مرفه تر تلاش کند و به خاطر باقی ماندن در قدرت نیازی به توسل به خشونت در داخل و ستیزه جویی در خارج نداشته باشد. آنها شایستۀ کشوری متحد، دموکراتیک و نیرویی برای ثبات و پیشرفت هستند. این هم برای سوریه، هم برای منطقه و برای جهان سودمند خواهد بود