من عاشق پدر و مادرم هستم - از کارگر تا مهندس، زندگی همه مون سیاسی شده. والا!
X
تبلیغات
رایتل
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من عاشق پدر و مادرم هستم

یکشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1391





پدرم، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند!


------------------------------


خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود؛ اما زودتر از او به خانه بر می گردد!


------------------------------


سلامتیه اون پسری که...

10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...

 20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....

 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!

باباش گفت چرا گریه میکنی..؟

گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!



همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

بیایید قدردان باشیم ...

به سلامتی پدر و مادرها


------------------------------


پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!

پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟

پسر میگه : من..!! 

پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!

پسر میگه : بازم من شیرم...

پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟

پسر میگه : بابا تو شیری...!!

پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟

پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...

به سلامتی هرچی پدره


------------------------------


سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه؛ اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش!



تو 10 سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"

تو 15 سالگی : " ولم کنین "

تو 20 سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"

تو 25 سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"

تو 30 سالگی : " حق با شما بود"

تو 35 سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "

تو 40 سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"

تو  هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!

بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...

از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...


------------------------------


وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره، میفهمی پیر شده! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه، میفهمی پیر شده! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش، دلت میخواد بمیری